ياد داشت هاي روزانه علیرضا حافظی نسب "Ali reza Hafezi nasab"
 

كتاب كار

در سال هاي اخير، تبليغ و ترويج كتاب هاي كار و به طبع آن استفاده از اين نوع كتاب ها كه توسط

ناشرين متعدد  به شكل ها و عناوين مختلف تهيه و عرضه شده اند توسعه عجيبي پيدا كرده است.

به نحوي كه در بسياري از مدارس، كتاب كار مناسب توسط دبير مربوطه معرفي، و دانش آموزان ملزم

به تهيه و استفاده از آن مي گردند.

 به نظر شما استفاده از كتاب كار در فرآيند آموزش رياضي مؤ ثر است؟

و چنانچه پاسخ مثبت است نام كتاب كار مورد پسند و انتخاب شما چيست؟

"لطفا نام ناشر را نيز قيد نماييد."                                                                      UP

هنر ندیدن و نشنیدن!

هنر ندیدن و نشنیدن!

شیوانا با شاگردانش در بازار راه می‌رفت. آن‌جا عده‏ای جوان را دیدند که همراه پسر کدخدا سربه‌سر مرد میوه‌فروشی می‌گذارند و در جلوی مردم به او دشنام می‌دهند. اما مرد میوه‌فروش چنان رفتار کرد که انگار اصلا اتفاقی نیفتاده است و چیزی نمی‌بیند و نمی‌شنود. اما ناگهان مرد میوه‌فروش سرش را بلند کرد و بدون اینکه هیچ احساس و پیامی در چهره‌اش ظاهر شود خشک و سرد به پسر کدخدا و جوان‌ها خیره شد و بعد دوباره سرش را پايین انداخت و سرگرم کار خویش شد. با این کار پسر کدخدا وحشت‌زده بقیه رفقایش را جمع کرد و سراسیمه از مقابل مغازه میوه‌فروش گریخت. شاگردان شیوانا از خونسردی و آرامش میوه‌فروش حیرت کردند و از شیوانا دلیل صبر و شکیبایی فوق‌العاده او و همین‌طور فرار ناگهانی پسر کدخدا و دوستانش را پرسیدند. شیوانا با لبخند گفت: "بیايید از خودش بپرسیم!" سپس همراه شاگردان نزد او رفتند و شیوانا گفت: "همراهان من می‌خواهند بدانند دلیل این همه آرامش و سکوت و بی‌تفاوتی تو در چیست!؟"
مرد میوه‌فروش که شیوانا را خوب می‌شناخت پاسخ داد: "می‌بینید که پسر کدخدا با اینهاست و من روی حرف و فکر و عمل آنها هیچ نقشی ندارم و علاقه‌ای هم ندارم که نقشی داشته باشم. پس در این مورد کاری از دست من برنمی‌آید. اما در عوض اختیار فکر و گوش و چشم خودم را که دارم! پس به جای اعتنا به این موجودات گستاخ، چشمم را برای دیدن قیافه آنها کور و گوشم را از شنیدن صدای آنها کر می‌کنم. وقتی چیزی مقابل خود نمی‌بینم و صدای مزاحمی نمی‌شنوم دیگر چرا خودم را به زحمت اندازم و حرمت و ارزش اجتماعی خودم را پايین بیاورم."
شاگردان شیوانا پرسیدند: "پس چرا وقتی به آنها نگاه کردی آنها ساکت شدند و گریختند؟"
مرد میوه‌فروش گفت: "مردم همه شاهد بودند که من به سمتی که آنها بودند خیره شدم و چیز باارزشی ندیدم که روی من اثر گذارد. واقعا هم ندیدم! چون دیدن آنها را برای چشمانم ممنوع کرده بودم. اینکه چرا گریختند را از شیوانا بپرسید!"
و شیوانا با تبسم گفت: "هر انسانی از دیدن چشم‌هایی که او را نمی‌بینند احساس حقارت و ترس می‌کند و دچار سردرگمی می‌شود. آنها در نگاه مرد میوه‌فروش خود را حتی به اندازه یک ذره خاک هم ندیدند و با تمام وجود احساس کردند که در دنیای میوه‌فروش، بود و نبودشان یکسان است و آنها در عالم او جایی ندارند. برای همین پا پس کشیدند و گریختند. چرا که متوجه شدند اگر میوه‌فروش همین شکل نگاه کردنش را ادامه دهد، به بقیه مردم که تماشاچی این صحنه بودند یاد می‌دهد که چطور آنها را مانند او خوار و حقیر و نادیدنی ببینند و این برای پسر کدخدا و جمع همراهش بدترین اتفاقی است که می‌تواند بیفتد. فراموش نکنید که این آدم‌ها چند دقیقه پیش با دشنام و گستاخی می‌خواستند آبروی میوه‌فروش را نزد مردم دهکده ببرند و میوه‌فروش با ندیدن آنها و نشنیدن صدایشان، همان بلا یعنی بی‌اعتبار و بی‌ارزش شدن را بر سر خودشان آورد. آنها از بی‌اعتباری فردای خودشان گریختند." 

چگونه می توانید فرزندتان را تشویق کنید که فرد سازنده و خلاقی شود؟

تمام کودکان قبل از دبستان، دارای استعداد سازندگی به عالی ترین حد خود می باشند.

سازندگی ممکن است در نتیجه تشویق، ایجاد موقعیتهای مناسب و آموزش، افزایش یابد.

 ممکن است انواع نامناسب آموزش سبب کند شدن یا محو این توانایی در کودک گردد.

طبق نظر دکتر پل تورنس رئیس انجمن روانشناسی دانشگاه جورجیا، جوانه های ظریف

سازندگی اطفال تقریبا از بدو تولد نیاز به تشویق و هدایت دارند. او می گوید :

کودک باید از طریق احساس مشکلات و مسائل تکامل یابد. حدس بزند، مشکلات را آزموده

و اصلاح کند و به طریق ناقصی که خود می داند آنها را به هم مربوط کند.

یک کودک سازنده در مورد آنچه که می بیند، می شنود، لمس می کند و تجربه می نماید،

حساسیت دارد. او سعی در انجام کارهایی که برایش مشکل است می کند و به جای اینکه

به شکست فکر کند مبارزه را می پذیرد. او خلاق، با تدبیر، تودار، سرسخت، ساعی ،

کوشا و محکم است. او دوست دارد مستقل باشد. 

والدین چگونه می توانند قدرت خلاقیت کودک خود را افزایش دهند ؟

با تحریک کودکتان به دیدن، شنیدن، لمس کردن، دستکاری کردن، کشف نمودن

 و انجام آزمایش، خلاقیت را در وی تقویت کنید.

در هنگام تصمیم گیری از فرزندتان هم نظر بخواهید و در صورت امکان به طرحهایش عمل کنید.

فرزندتان را تشویق کنید به محیط اطرافش بیشتر توجه کند، در مورد آنها سوال کرده

و آنها را بیازماید.

به او کمک کنید تا از شکست نهراسند و کارها را با کوشش و اشتباه بیاموزد.

از او سوالهایی کنید که مجبور به فکر کردن شود.

از او بخواهید در مورد لوازم و اسباب بازیهایش داستان بگوید.

به او یاد بدهید که کارهایش را خودش انجام دهد و خودتان هرگز کارهایش را انجام ندهید.

کارهایش را مشاهده کرده و تشویقش کنید.

لوازم مورد نیاز برای انجام آزمایش هایش را فراهم کنید. از قبیل مداد، کاغذ، چوب، سنگ، رنگ و...

جایی برایش در نظر بگیرید تا آزمایش هایش را انجام دهد.

ایرادهایش را صمیمانه بگویید و راهنمایش کنید.

 

                                    از کتاب  چگونه فرزند باهوش تری تربیت کنیم؟

                                                     نوشته  جان بک

                                                     ترجمه  ع.شایق 

دعوت از اولياي دانش آموزان برتر در مدارس عادي

معمولا دانش آموزاني كه وضعيت درسي مناسبي ندارند، موجب واكنش هاي گوناگون معلمان مي

گردند.و معلم سعي مي كند، با لحاظ نكات متعدد برخورد مناسب را داشته باشد.و يكي از آن روش ها

دعوت از اولياي اين گروه از دانش آموزان است. و سرانجام: پي گيري هاي جدي اولياء و معلم و

مدرسه، موجب بهبود وضعيت درسي دانش آموزان مي گردد.

بنابراين "آنچه موجب ارتقاي درسي دانش آموز "بي علاقه يا كم استعداد" مي شود

 اهتمام ويژه به او از جانب خانواده، معلم و مدرسه مي باشد."

اما واقعا در مدارس عادي، براي دانش آموزاني كه با استعداد و علاقمند به درس هستند،

 و گاها با اختلاف محسوس، نسبت به هم كلاسي هاي خود، مطالب درس را به سهولت درك

مي كنند و بر حسب علاقه، حتي پيشاپيش دنبال مي كنند.

چه كرده ايم؟

"البته من در هر ترم، كتب تكميلي كه در مدرسه وجود داشت را به آنها به امانت سپردم، و براي اين

 گروه، در نوبت اول علاوه بر ارزشيابي عمومي، يك آزمون تكميلي نيز در سطح كتبي كه در

 اختيارشان داده بودم، برگزار كردم.  ولي مي دانم كه: نسبت به گروهي كه مستعد نبودند، براي اين

گروه از دوستانم وقت نگذاشتم! و توجهات من و مدرسه كافي نبوده است.

 مي بايست: بر خلاف رويه مرسوم، اولياء آنها را به مدرسه دعوت مي كردم.

هر چند، والدين اين دانش آموزان از استعداد و علاقه فرزند خود غافل نيستند. اما اغلب آنها فقط

مي دانند و افتخار مي كنند.

در حالي كه: بهترين وجهي كه، براي  آينده علمي و تحصيلي و حتي شغلي دانش آموز

 مي توان تصور كرد، از اهتمام جدي به علاقه و استعداد او قابل تصور است.و این مطلب را باید

به والدين توضيح داد و آنها را به تهيه كتابهای تكميلي، كه مناسب فرزند اوست تشويق كرد و چنانچه

امكان شركت در كلاس هاي پيشرفته باشد، آنها را هدايت كرد.

و متاسفانه، بي توجهي ما و اولياء دانش آموزان شايد از جمله عواملي باشد كه، يك دانش آموز مستعد

راه خويش را نشناسد و يا گم كند.

و به نظر مي رسد:

راه اندازي كلاس هاي تكميلي و پيشرفته در هر منطقه ي آموزش و پرورش

"مخصوص دانش آموزان مستعد و با علاقه که در مدارس عادی تحصیل می کنند" و

به هر دليل، امكان حضور در مدارس خاص را پیدا نکرده اند، مي تواند، راه كار مناسبي براي

پرورش استعدادها و نيل به عدالت در عرصه آموزش و پرورش باشد.

UP

 
  BLOGFA.COM