ياد داشت هاي روزانه علیرضا حافظی نسب "Ali reza Hafezi nasab"
 

به نظر شما، در تدریس حل مسئله چقدر مؤثریم؟

تقریبا همه ی دبیران ریاضی مقطع راهنمایی، حداقل یک کتاب درسی را ،همزمان در چند کلاس تدریس می کنند.

من می خواهم با استفاده از همین امکان ، و در راستای سنجش عملکرد واقعی خودمان یه پیشنهاد داشته باشم

پیشنهاد این هست که "در مورد تدریس حل مسئله"

در یک  کلاس(مثلا الف) به همان شیوه ی معمول خودمان، تدریس کنیم و بعد یک آزمون بگیریم

و  در کلاس(ب) که شرایط مشابه ای با کلاس(الف) دارد بدون تدریس آزمون داشته باشیم.

مثلا "اولین حل مسئله ی سال سوم (تناسب معکوس یا حل مسئله با ضرب های مساوی در صفحات ۷ و ۸)را برای این منظور انتخاب کنیم.در کلاس( الف) ، ابتدا تدریس می کنیم و جلسه ی بعد آزمون می گیریم و درکلاس (ب) بدون تدریس و هیچ مقدمه ای آزمون بگیریم  "البته سؤال یا مسئله های آزمون ،شباهت ظاهری زیادی به مسئله ها و مثال های آورده شده در کلاس(الف)نداشته باشد" 

در یک نگاه ساده ، حاصل تحقق این پیشنهاد ، میتواند یکی از موارد زیر باشد:

 ۱) عملکرد کلاس (الف) بهتر است و تفاوت معنا داری با کلاس(ب) دارد . یعنی ما مؤثر بودیم و تاثیر گذار

۲) نتایج بدست آمده به هم نزدیک است بنابراین به توانایی حل مسئله ی دانش آموزان کمک خاص و قابل توجه ای نکرده ایم

۳)عملکرد کلاس (ب)بهتر است ."ما در تخریب توانایی و انگیزه ی  حل مسئله ی دانش آموزانمان سهمی داشته ایم!!!!"

به نظر شما، در ارتقای توانایی حل مسئله ی دانش آموزانمان ، چقدر مؤثریم؟

UP

مقاله ای درباره آموزش ریاضی از پرویز شهریاری

مقاله ای درباره آموزش ریاضی از پرویز شهریاری


بشر برای این نیامده که کورکورانه و از روی نادانی کار کند،

بلکه باید پیوسته با آنچه نادرست است در جدال و با آنچه نارواست در جنگ باشد.

ژوزف ارنست رنان

روش آموزش امروزی، دو جنبه و يک هدف دارد. دو جنبه آن عبارت است از: روش يادگيری و روش ارزيابی. هدف آن، تربيت آدم­هايی است که بتوانند دشواری­های جامعه خود يا جامعه جهانی را حل کند. درباره روش ياد دادن سخنی نمی­گويم، چون همه از آن آگاهيم و با آن بزرگ شده­ايم و از نتيجه کم و بيش ناگوار آن هم، اطلاع داريم. روش ارزيابی و نحوه امتحان را هم می­شناسيم. تمام شرط­ها را برای ترس و نگرانی دانش­آموز فراهم می­کنيم و بعد در يک جلسه کوتاه، زير فشار روحی بی­اندازه­ای، (دانش) او را (ارزيابی) می­کنيم. من به نادرستی اين روش، که به نظرم از بيخ و بن نادرست است، نمی­پردازم و تنها به چند نکته جانبی آن اشاره می­کنم.

زمانی که با يکی از همکارانم که حاضر نبود با افزودن تنها يک نمره، دانش­آموزی را از (مردودی) نجات دهد، صحبت می­کردم، به او که به دقت امتحان خود اطمينان داشت گفتم: اگر همين امروز، يک بار ديگر از دانش­آموزانت امتحان بگيری و پرسش­ها را هم، تا حد همان پرسش­های بار اول قرار دهی، آيا می­توانی با اطمينان بگويی که همه آن­ها، همين نمره را خواهند گرفت؟ به طور طبيعی پاسخ او منفی بود. گفتم: اگر برای نمونه، يک هفته ديگر به دانش­آموزانت وقت بدهی و بعد امتحان بگيری، چطور؟ باز معلوم بود که نمره­ها تغيير می­کند. گفتم: راه­حل ساده­تری انتخاب می­کنيم، نه امتحان تازه­ای لازم است، نه دقت بيشتری. برای دانش­آموزان، همين ورقه­ها را، با تغيير ميزان نمره­ای که به هر پرسش داده­ای، دوباره تصحيح کن، از آنجا که ارزش هر پرسش را خودت معين کرده­ای، می­توانی به صورت ديگری آن­را تغيير دهی، آن وقت چه خواهد شد؟ روشن بود که باز هم نمره­ها تغيير می­کردند. گفتم: اگر با همين پرسش­ها و همين بارم، ورقه­ها را چند ماه ديگر، خودت تصحيح کنی، به شرطی که نمره­های امروز را فراموش کرده باشی، با تفاوت احتمالی که در روحيه امروز و آن روزِ تو به وجود می­آيد، آيا مطمئنی همين نمره­ها را، روی ورقه­ها بگذاری؟ در اينجا هم پاسخ منفی بود.

خوب، اين چگونه ارزشيابی است که با تغيير هر عاملِ کوچک ، بدون اينکه در (دانش) فرد مورد آزمايش تغييری پيش آيد، نتيجه را دگرگون می­کند؟ گمان می­کنم همين چند جمله، برای بی­ارزش بودن اينگونه ارزشيابی کافی باشد.

سال­ها پيش، در يکی از دبيرستان­ها، دانش­آموزی داشتم که مرا به شگفتی می­انداخت. هر وقت در کلاس چيزی از او می­پرسيدم، با اطمينان و قدرت کافی پاسخ می­داد. ولی برگ­های امتحانی او، هميشه از متوسط هم اندکی پايين­تر بود. تصميم گرفتم، در يکی از جلسه­های امتحان، بدون اينکه خود او متوجه شود، مراقب کار او باشم، او پيش از اينکه امتحان آغاز شود، روی مسئله­ای که به ظاهر، ذهن او را به خود مشغول داشته بود، کار می­کردچنان در خود فرو رفته بود که متوجه پخش پرسش­های امتحانی نشد. من هشداری به او ندادم. بيش از يک ساعت از وقت امتحان گذشت و او همچنان به کار خود مشغول بود. من تاب نياوردم و به او اعلام کردم که روز امتحان است و وقت دارد تمام می­شود. با ناراحتی نگاهی به پرسش­ها کرد. قلم را روی کاغذ گذاشت و آغاز به نوشتن کرد، بعد از نيم ساعت بلند شد و برگ امتحانی را تحويل داد و رفت. نمره امتحانی او، مانند هميشه درخشان نبود. ولی من متوجه شدم، او از آن­هايي است که به راه فکری خود بيشتر اهميت می­دهد تا نمره­ای که در کارنامه­اش بيايد. اين دانش­آموز به سفارش من، و بر خلاف سفارش ديگران، رشته­ رياضی را دنبال کرد و امروز يکی از صاحب­نظران در رشته رياضی است و در يکی از معتبرترين دانشگاه­های جهان، به تدريس و تحقيق در رياضيات مشغول است.

چه بايد کرد؟ بی ترديد من نمی­توانم نسخه­ای شفابخش ارائه کنم. من که عمری معلم بوده­ام و کم و بيش با شيوه مرسوم، تدريس کرده­ام، درد را بهتر می­شناسم تا درمان را، درباره موضوع به اين پيچيدگی چون آموزش، نبايد منتظر بود، نسخه­ای فوری و قطعی پيدا شود. آنچه در اينجا می­گويم و نتيجه­ای از تجربه معلمی من است، تنها می­تواند نوعی مسکن تلقی شود، من از دو سفارش و يک پيشنهاد سخن خواهم گفت:

UP

ادامه نوشته

بازی و سرگرمی

چند "بازی و ریاضی" ویژه ی عزیزانمان در مقطع ابتدایی

بمب       فوتبال و ریاضیات      روبات      درصد      اختاپوست       هوش       بستنی

و این هم یک بازی هوش برای مدعیان، که از وبلاگ فیزیکسرا انتخاب کردم

هوش آزما        

سؤال هوش:

فردی در روزهای"یکشنبه ، دوشنبه ، چهارشنبه و جمعه "هر چه می گوید دروغ است.

و در بقیه ی روزهای هفته ، هر چه می گوید راست است.

او چند روز هفته ، در پاسخ به این سئوال که دیروز ، راستگو بوده ای یا دروغگو خواهد گفت :

دیروز دروغگو بوده ام؟"

 

الف) ۷ روز          ب) ۴ روز           ج) ۳            د) ۶ روز

 "جزیره ی کتوندوبا" کشور برزیل میزبان المپیک2016

 "جزیره ی کتوندوبا" کشور برزیل میزبان المپیک2016

 "جزیره ی کتوندوبا" کشور برزیل میزبان المپیک2016

 

 "جزیره ی کتوندوبا" کشور برزیل میزبان المپیک2016

  "جزیره ی کتوندوبا" کشور برزیل میزبان المپیک2016

UP

تعدای از دانش پژوهان آموزشکده ی اندیشمند بیرجند

ازسمت راست:رضا خوشنام-امیرعلی میرزایی-الیاس صدوقی-معزعلیزاده و علی احمد دوست

از میان ایمیل ها

گزارش«دانستنيها» از شرايط باورنکردني زندگي در کره شمالي

چند دهه قبل مائو، رهبر چين، دنيا را چنين تقسيم کرد: جهان اول و جهان سوم. اين سنجه‌اي شد براي ديگر آدم‌هاي سياسي دنيا. اما امروز بسياري جهان را به شيوه‌اي ديگر تقسيم مي‌کنند: «جايي که غذا زياد است و اشتها کم و جايي که غذا کم است و اشتها زياد.» اگر به چنين رده‌بندي‌اي قائل باشيم آنگاه بايد کره‌شمالي را در رديف کشورهايي قرار دهيم که در گروه دوم قرار دارند: جايي که غذا کم است و اشتها زياد. 

نوشتن درباره کشوري که بديهي‌ترين قوانين بشري در آن مي‌تواند جرم باشد کار دشواري است:
انگار کره‌شمالي کشوري است که آينه‌هايش جيوه ندارند و به قول «آيزاک باشويس سينگر» نويسنده مشهور لهستاني‌الاصل، اگر خواستي کسي تو را نقد نکند جيوه آينه را بردار. آنگاه تنها چيزي که باقي مي‌ماند شيشه است و نه چيزي براي انعکاس تصوير.

قوانين عجيب

ورود خارجي‌ها به کره‌شمالي ممنوع است مگر به صورت گروهي و با نظارت ماموران اين کشور. در کره‌شمالي نبايد دنبال مثلا چنين مصرعي بگرديد: «گويند که لحظه‌اي است روييدن عشق...» چون چنين چيزي اصلا وجود خارجي ندارد. در کره‌شمالي کسي حق انتخاب همسر و ازدواج ندارد، مگر با موافقت وزارت اطلاعات و امنيت آن کشور. يعني دختر و پسري که عاشق هم شده‌اند بايد گزارش کاملي از نحوه عاشق شدنشان، دليل دل بستن، ميزان علاقه و احساسي که نسبت به هم دارند و خيلي چيزهاي ديگر را در چند صفحه بنويسند و تحويل مقامات امنيتي بدهند تا نوبت مصاحبه‌شان شود.

قبل از مصاحبه، سيستم‌هاي امنيتي و نظامي کره‌شمالي دختر و پسر را بررسي مي‌کنند و در نهايت اگر مورد مشکوکي ديده نشود، براي ازدواج آن دختر و پسر جوان مجوز صادر مي‌کنند. تازه کار به اين هم ختم نمي‌شود. بعد از ازدواج بايد . . . . . .

UP

ادامه نوشته

من و سؤالات چالش برانگیز

در سال تحصیلی گذشته، تعدادی از دانش آموزان، گاهی سؤالاتی را در کلاس مطرح می کردند.

این سؤالات بعضاْ در مورد درس جاری مطرح در کلاس نبودند. اما قوی بودند و قابل ملاحظه، به حدی که کلاس به چالش کشیده می شد.

این سؤالات توسط من به دیگر کلاسها برده می شد. و دانش آموزی که این سؤال چالش برانگیز را حل می کرد و همچنین دانش آموزی که این سؤال را برای اولین بار مطرح کرده بود و آن را دنبال می کرد و در پی حل آن بود"حتی اگر به نتیجه نرسیده بود" در حد امکان تشویق می شد و این تلاش مستمرشان را تبریک می گفتم.

 این بخش غیر رسمی و خارج از برنامه ی کلاس،تقریبا همیشه جریان داشت.و به زنگ های تفریح و خارج از کلاس و مدرسه هم کشیده می شد.

 من به این جریان مستمر و به این دوستان، خیلی بها می دادم. چرا که نمی توانستم یک چنین استعدادهایی را ندیده بگیرم و با ارائه ی چند رابطه و فرمول و یا حل آن مسئله ها به دانش آموزانم و درس ریاضی جفا کنم.

 البته حاصل تلاش دوستان دانش آموزم، در کلاس و برای همه مطرح می شد و انصافا بخش قابل توجهی از دانش آموزان، همکاری خیلی خوبی در این زمینه داشتند.

آنچه بر اهمیت این موضوع می افزاید این است که:تمامی دوستانی که می توان نامشان را در آن جریان مستمر ذکر کرد،از پذیرفته شدگان نهایی دبیرستان های مراکز استعدادهای درخشان "تیزهوشان" می باشند.(حتی آن عزیزانی که از فعالان این جریان بودند اما در آزمون ورودی دبیرستان های نمونه موفق نبودند)

در ضمن، به همه ی عزیزانی که در آزمون های ورودی "مدارس نمونه و تیزهوشان"قبول شده اند صمیمانه تبریک عرض می کنم.

و امیدوارم همه ی فرزندان این مرز و بوم با تلاش هر چه بیشتر ،موفقیت های بزرگ و بزرگتری را تجربه کنند.

UP

UP

اعلام نتایج نهایی

بالاخره ، نتایج آزمون مرحله ی دوم(نهایی) ورودی به دبیرستان های مراکز استعدادهای درخشان "تیزهوشان"اعلام شد.

جهت اطلاع    اینجا    کلیک کنید.

 
  BLOGFA.COM