معمولا در مدارس عادي، به جهت اختلاف فاحش بين سطح علمي دانش آموزان نسبت به يكديگر، گروههاي درسي تشكيل مي شود. تا علاوه بر دهها فايده كار گروهي، منجر به پبشرفت تحصیلی دانش آموزان ضعيف گردد.

من در ترم گذشته دانش آموزانم را در طیف های "بسيار خوب،خوب،متوسط،ضعيف،و خيلي ضعيف"در نظر گرفتم.دانش آموزان بسيار خوب را سرگروه قرار دادم و آنها با رعايت اعتدال دانش آموزان متوسط،ضعيف،و خيلي ضعيف را انتخاب نمودند. ومن با اين توجيه كه دانش آموزان خوب در عملكرد آتي مي توانند خودشان را به سطح بسيار خوب برسانند اصل حضورشان را در اين گروهها رابه ميل خودشان واگذار نمودم.

و البته،بودند اندك دانش آموزاني كه مايل به حضور در اين گروهها نبودند.و من هم طبق نظرشان عمل كردم .

اما آنچه از نتايج ارزشيابي نوبت اول ميان آنها كه عضو گروهها بودند و اندك دانش آموزاني كه  طبق روال فوق در اين گروههاي درسي عضويت نداشتند اين بود كه دسته دوم در مجموع افت محسوسي داشتند. 

 سرگروهها در كلاس من وظایف و اختيارات زيادي دارند.از جمله: ساعاتي را كه در طي هفته طبق برنامه شان درسي ندارند.اين گروهها تشكيل مي شوند. و نكات درسي آن هفته مطرح،تمرین و نهایتا توسط سرگروه ارزشيابي صورت مي گيرد. و سرانجام اينكه بخشي از نمره مستمر "در نوبت قبل ۵/۲ نمره" توسط سرگروه داده مي شود.

 در خاتمه مايلم اشاره كنم با مقايسه عملكرد هر دانش آموز نسبت به سطح درسي خودش از حدود ۱۵۰دانش آموز  بيش از ۸۰ نفر مشمول دريافت "كارت هاي پيشرفت تحصيلي مدرسه تحت عنوان كارت تلاش"از درس ریاضی شدند.و من تصور می کنم بخشی از موفقیت شان به جهت همکاری و فعالیت مناسب در گروههای درسی است.